ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
147
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
جملهء « وما كنت ثاويا » بر جملهء « وما كنت من الشاهدين » عطف شده است ، نه بر جملهء « ولكنّا » ، زيرا اگر بر جملهء ما قبل خود ولكنّا . . . عطف مىشد ، در پوشش حكم لكنّ قرار مىگرفت وتقدير جمله چنين بود : لكنّك ما كنت ثاويا واين از نظر معنى باطل بود ، واگر وما كنت من الشاهدين ، بدون در نظر گرفتن جملهء بعدى « ولكنّا . . . » عطف گرفته شود كلمه لكن در موضع خود قرار نگرفته وچنين عطفى جايز نيست ( منظور اين است كه تمام جملات در رابطهء عطفى معنا داشته ومكمل يكديگرند ) . فصل پنجم در بارهء حذف واضمار كه داراى دو بحث است بحث اوّل - در بارهء حذف مفعول ، مبتدأ وخبر است : حذف مفعول گاهى مقصود از فعل متعدّى تنها نسبت آن به فاعل است در اين حال فعل متعدّى در عدم نياز به مفعول مانند فعل غير متعدّى است . مانند اين كه بگويى : فلان يحلّ ويعقد ويأمر وينهى ويضرّ وينفع ، ( در اين مثال مفعول حذف شده است ) ومانند سخن خداوند متعال : « أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَقائِماً » « 122 » ، در اين آية نيز مفعول حذف شده است . گاهى مقصود از ذكر فعل متعدّى ، نسبت دادن آن به مفعول است لكن مفعول به يكى از دو منظور حذف مىشود . 1 - هر چند مفعول مورد نظر هست ولى براي توهّم تعظيم وتفخيم حذف مىشود مانند شعر بخترى شجو حسّاده وغيظ عداه * ان يرى مبصر ويسمع واع « 123 »
--> ( 122 ) سورهء زمر ( 39 ) : آيهء ( 9 ) : آيا آنهايى كه مىدانند با آنهايى كه نمىدانند برابرند . ( 123 ) فضيلتى دارد كه اگر ديده وشنيده شود حسد ورزانش را اندوهگين مىسازد ودشمنانش را غمگين .